تبليغاتX
شاد بر آنم که در این دیر تنگ

1- آخرين باري كه نخوابيدم ديشب بود.شيطان دهانش رامتبرك كند اين همسايه ما را كه لااقل نيم ساعت هم به ضبطشان تا صبح استراحت نداد.

2-آخرين باري كه سينما رفتم صدايي از صندلي رديف جلو بلند شد:
- خيلي شبيه گوگوشه. من اصلاً باورم نشد.
- مردي از صندلي رديف عقب غرولندي كرد و گفت: بعد از سي سال كارمون شده پيداكردن بدل تاريخ مصرف گذشته ها.
- درست صحبت كن آقا. صدسال از تاريخ مصرف خودت گذشته...

3-آخرين باري كه فوتبال ديدم همين بازي ايران-چين بود.كلا من اعتقاد دارم تيم قلعه نوعي 11 تا مانكن هستند در زمين. 11 تا مهندس. 11 تا دكتر. 11 تا حيرون...

4-آخرين بار ي كه مطلبي نوشتم كه نياز نبود كفش هايش راجفت كنم همين مطلبم بود.

5-روزمرگی با چسب دوقلو چسبیده است به من و رهایم نمیکند.يه مقدار انرژي اكتيواسيون جهت پرش به لايه‌هاي بالاتر نيازمنديم 

 

 يك الكترون خسته بلاتكليف

نوشته شده توسط heydari1980 در Mon 23 Jul 2007

لينك مطلب



Ads



  • درباره وبلاگ
  • دوست من ! ما با زندگی بیگانه خواهیم بود ؛ و هر یک از ما ، با دیگری و با خویشتن نیز بیگانه خواهیم ماند ، مگر آن گاه که سخن گویی و آوای تو را صدای خویش پندارم ، و در برابرت بایستم ، چنان که در برابر آینه می ایستم .
    5355 326 0935
  • موضوعات
  • نويسنده
  • جستجو
  • آمار و امکانات ديگر
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin


    Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

    Add to Technorati