عاقل تمییز دهد و از خطرات به قوت بپرهیزد. بی خبر نپوید، بی ثمر نگوید .
عارف به چشم وجود نگرد و راه به بینش سپرد . خلاف نبیند،به اعتراض ننشیند .
سالک راه خود را رود و کشته خود را درود.آنکه راه سپارست با یمین و یسارش چه کارست؟ با همه همراه است و از همه به کنار .
مجذوب حیوة را ریخت و از خود و خلق گریخت .
فقیر نه شادی دارد نه غم ،نه زیاد گردد نه کم . هر چه داشت داد و از برای دزد چیزی ننهاد . ابلیس از فقیر بگریزد و با او نیاویزد .
مراد هر حقی را برساند و در عطا عاجز نماند .
مرشد اول از خود مرد و ثانی مردم را به راه خدا برد. تا نمیرد دستی نگیرد .
شیخ شهر علم است و شخص حلم . مجهول ندارد ، مجعول نگذارد . نه به نعمتی منقلب شود و نه به نقمتی مضطرب .
پیر نه پرده از رخ گشود ، نه پرده بر رخ بست .همان است که بود همین است که هست .
قطب مظهر ذات است و زبده ممکنات . لنگر عرش است و داور فرش . به معنی علی است و به صورت ولی است
